![]() |
![]() |
|
| Page Not Found ! Eternal Error |
|
جمعه ها روزهای عجیبی است! حتی تو هم روز جمعه بود که رفتی! . . فردا نوشت (در پاسخ به بخون و فکر کن): جالبه، شما راست می گی! ولی تا حالا فکر کردی کیا از دولت کودتا حمایت می کنن؟ روسیه، چین، ونزوئلا، کوبا! خدا می دونه چندتا قرارداد ترکمنچای دیگه امضا شده که روسیه حاضر به حمایت از ما شده! خدا می دونه چه کاری با مردم کردن اینها که کشور چین که تو مجامع بین المللی به کشور «سلاح کشتار جمعی سرد» معروفه حاضر شده با ما همکاری کنه! خدا می دونه چه دیکتاتوری راه انداختن اینها که فیدل کاستروی قاتل با اون نوچه کثافتش (چاوز) دارن از ما حمایت می کنه! یا حمایت عرب های بی شرف که دارن با پول حاجیان ما روز به روز گردن کلفتر می شن و شیعیان رو به خاک و خون می کشن! چه توجیحی واسه اینها داری؟ شمایی که دم از دموکراتی می زنی و آمریکا رو قاتل جمعیت کره زمین می دونی! تا حالا در مورد اعدام دختران باکره تو اوایل انقلاب چیزی شنیدی!؟ تا حالا در مورد مرداد ۶۷ چیزی خوندی؟ شنیدی چیزی از انتظار اعدام سیاسی؟ که موهات رنگ دندونات بشن و هر روز پای چوبه دار ببرنت ولی اعدامت نکنن؟گ نه عزیز! نشنیدی! انقدر هم مغزت رو شست شو دادن که دیگه کر بشی و هیچی نشنوی! تو راه خودتو برو، چون انقدر تو مغزت خوندن که با حرف های من تحجرت به تمدن تبدیل نمی شه! من هم هنوز انقدر خر نشدم که راه تو رو برم! ما تو زبان ترکی یه مثلی داریم که می گه : «کُپک هورر، هورر، گوردی هیچکس سایمیر، سسین کسر»! زیاد هم در پی معنی نباش! حیفه این زبون نیست که تو یادش بگیری! لیاقت شما همونه که براتون عربی بلغور کنن! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 10:8 توسط emperor |
|
|
این راه کج می رسه به مقصد ؟ ... خدا می دونه من و تو گمیم توی این اندازه بی وسط ... خدا می دونه تا کی شتاب ، رقص نور و آب توی قطار زندگی ، انتخاب توهم و سراب توی این چرخه سر در گم ... من می چرخم یا چرخ گردون ؟ خدا می دونه !!! توی این چرخه سر در گم .... من می چرخم یا چرخ گردون ؟ خدا می دونه !!!
پ.ن: ما را به جام هندی، ما را به رسم رندی، ما را به رنج دوری، ما را به عشق و شوری ما را به راز فاشی، ما را به آش و لاشی، ما را به حامله باکره، ما را به شهید زنده ما را به شیخ موبایل دار، ما را به بسیجی فایل دار، ما را به نهضت حسین، ما را به فرودگاه خمین ما را به رهبر صوفی، ما را به تایپ کوفی، ما را به آسفالت سوراخ، ما را به لذت آخ ما را ... ما را ... ما را... ما را... توضیح: به این رسیدم که ... ما را به خیلی چیزها ...!!!!! . پ.ن۲: آقای بخون و فکر کن عزیز! می شه لطف بفرمایین بگین که خودتون تا حالا واسه جامعه چه غلطی کردین که ما رو متهم به تنبلی و «تا نوک دماغ» بینی می کنین؟ . پ.ن ۳ : من و تو بالاخره یه جایی، یه روزی، به یه طریقی به هم دیگه می رسیم! ولی امیدوارم اون روزی که می بینیم همدیگه رو، روی نگاه کردن تو صورت همدیگه رو داشته باشیم! . پ.ن ۴ (خیلی مهم): من جمعه هفته بعد میام نمایشگاه الکامپ. چه کسایی طالب یه میتینگ دسته جمعی هستن؟ بهم بگن! پ.ن۵: سرخوشی رو دارین؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 19:19 توسط emperor |
|
|
ساعت ۲ نصفه شب برام یه sms اومد: همیشه سخت ترین سیلی رو از کسی می خوری که یه روزی بهترین نوازشگرت بود! این sms و پیام های دو روز بعد، خط زندگی منو حداقل برای یه مدت کوتاهی عوض کرد! . پ.ن۱: خیلی جالبه که یکی خودش رو هم مقصر بدونه ولی همه تقصیرها رو بندازه گردن تو!!!!! پ.ن۲: در پاسخ به کسانی که در پست قبلی جهان سوم خواندن ایران را توطئه آمریکایی ها می دانند و مرگ بر آمریکا از دهانشان نمی افتد: شما تا می تونین بگین مرگ بر آمریکا، غافل از اینکه همین کامپیوتری که دارین باهاش کار می کنین، همین اینترنتی که دارین باهاش اطلاع رسانی می کنین و هر تکنولوژی دیگه ای، داره از آمریکا میاد! به این نگاه نکن که تو آمریکا کثافت کاری(کدوم؟ بیشتر از کثافت کاری های آدمک های این جهنمه که ما داریم توش زندگی می کنیم؟؟؟) زیاده! به این نیگاه کن که تو آمریکا یه استاد دانشگاه عمرشو روی این می ذاره که ببینه چه جور می تونه از بین شاخک های یه سوسک الکترون رد کن، عمرشو، می فهمی؟؟؟!!! نه ، نمی فهمی!!! گیریم که ما قبول نکردیم که جهان سوم هستیم، گیریم که تونستیم صورت مسئله رو پاک کنیم! خودتون کلاه خودتون رو قاضی کنین: ما جهان سوم نیستیم، ولی آیا جزو کشورهای پیشرفته ایم؟ ما کجا و اون ها کجا !!!! مسئله مگه به همین سادگی هاست! پ.ن۳: خطاب به خانمی که تو پست قبلی به من گفته بودن که عقده جنسی داری: تنها پیامد اجبار حجاب تو جامعه ، پدیده شومی هست به اسم «فاحشه محجبه»! قبول نداری؟ پس احتمالا اونجایی که تو زندگی می کنی ایران نیست!!!!! . خیلی مهم: سانای ظاهرا تعطیل کرده!!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 22:9 توسط emperor |
|
|
بعضی سوختن ها جوری هستند كه تو امروز میسوزی، اما فردا دردش را حس میكنی، داستان كیفیت زندگی و رشد آدمها در جاهایی كه جهان سوم نامیده میشوند، مثل همین جور سوزش هاست. از هر دوره كه میگذری، میسوزی و در دوره ی بعد دردش را میفهمی! شادی ها و دغدغه های كودكی ما : از دیفتری میترسیدیم، از وبا، از جنون گاوی، مدرسه، دغدغه ما بود، خودكار بین انگشتان دستمان كه تلافی حرفهای دیروز صاحبخانه به معلممان بود، تكلیفهای حجیم عید، یا كتابهایی كه پنجاه سال بود بابا در آنها آب و انار میداد! شادی ها و دغدغه های نوجوانی ما : در عوض دغدغه هایمان بازهم جدی هستند، اینكه از امروز كه 15 سال داری، باید مثل یك مرتاض روی كتابهای میخی مدرسه ات دراز بكشی و تا بیست و چهار سالگی همانجا بمانی، بترسی از این كه قرار است چند صفحه پر از سوالات چهار گزینه ای، آینده ی تو، شغل تو، همسر تو و لقب تو را تعیین كند، تو فقط سه ساعت برای همه اینها فرصت داری و بس! شادی ها و دغدغه های جوانی ما : معبارهای آدم خوب بودن جهان سومی هم دغدغه تو میشود، اینكه سر پا مثانه را خالی كنی یا نشسته، اینكه موهای كجای بدنت را میتراشی و كجا را نمیتراشی، و میترسی از اینكه نكند كسی قبل از خدا، تو را در این دنیا محاكمه كند. بعضی از شادی هایت غیر انسانی میشود، با پول شهوتت را میخری، با گردی سفید مست میشوی ولی نه با شراب، با دود دغدغه هایت را كمرنگ تر میكنی و هستی ات را غبار آلود می سازی. اگر جهان سومی باشی، استاندارد و مقیاس های تمام اجزای زندگی تو، جهان سومی میشود، اینكه در سال چند بار لبخند میزنی، در روز چند بار گریه میكنی، راهی كه تو را به بهشت و جهنم میرساند، و حتی جنس خدای تو هم جهان سومیست. در این دنیای عجیب، دیدن دست برهنه یك زن هم میتواند براحتی تو را خطاكار كند و قلبت را به تپش وادارد، در این دنیا سلام به غریبه و بی دلیل، نشانه دیوانگیست، لبخند بی جای زن هم دلیل فاحشگی اوست! در این جهان سوم، كسی را نداری كه به تو بگوید چقدر مسواك و خمیردندان، واكسن، بوسیدن، خندیدن، رقصیدن خوب هستند، اینكه آینده خوب را خودت باید رقم بزنی و كسی قرار نیست برای این كار به تو كمك بكند، و اینكه همیشه جهان اول، طاعون جهان سوم نیست. گاهی فكر میكنی كه به سرزمین جهان اولی ها مهاجرت كنی تا از جهان سومی بودن رها شوی، اما میفهمی كه با مهاجرتت شادی ها، دغدغه ها، جهان بینی، خدا و معیارهایت هم با تو سفر میكنند، گاهی میمانی كه این جهان سوم است كه كیفیت تو را تعیین میكند یا اینكه تو با افكارت جهان سوم را درست میكنی؟ . پ.ن: هیچ وقت تو شاد بودن کم نداشتم، همیشه از شادترین آدم های ایرانی بودم! ولی دغدغه هام هم به اندازه شادی هام زیاد بودن! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 14:22 توسط emperor |
|
|
نصف عمرم رو نذر موفقیت تو کردم! کسی چه می دونه، شاید همین فردا مهلت من هم تموم بشه! . پ.ن: این قضیه اصلا شوخی نبود! جدی جدیه!!! پ.ن۲: این عکس رو دقیقا یه سال قبل تو ارتفاعات گاوازنگ انداختیم، اون سگ تو عکس هم هیچ ربطی به من نداره!!!
نیاز به توضیح نیستش که کدوم یکی شون منم!!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 14:34 توسط emperor |
|
|
این روزها داریوش می بلعیم و برای روح زنده اش صلوات می فرستیم!
به تو می گم که نشو دیوونه ای دل به تو می گم که نگیر بهونه ای دل من دیگه بچه نمی شم دیگه بازیچه نمی شم عقلمو زیر پا گذاشتی رفتی تو منو مبتلا گذاشتی رفتی به غم زمونه ای دل منو جا گذاشتی ای دل . پ.ن: می دونم تو دیگه عاقل نمی شی / تو دیگه برای من دل نمی شی پ.ن۲: با حجم خیلی خیلی کم از « |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 20:56 توسط emperor |
|
|
حسی نیست! همین! . پ.ن: هیچ توصیفی برای شرایط ... حال حاضرمان نداریم! پ.ن۲: در این ۲۰ روز نتوانستیم هیچ غلطی بکنیم، باشد که بعد از این بتوانیم! . . بعدتر نوشت: افشین یه بازی ادامه می ده، ما هم که دز بازی خونمون اومده بود پایین، بی اجازه ادامه می دیمش!!!! بازی از این قراره که فیلم های سینمای ایران رو که محبوبمون هستن رو بنویسیم! کلاه قرمزی و پسر خاله (ایرج طهماسب): نوستالژی کودکانه، هنوز هم به اندازه اون سالها واسم جذابه! گاو (مهرجویی): نیازی به توضیح هست؟!!! دایره زنگی (پریسا بخت آور): تو هیچ فیلمی این همه از کارگردان رودست نخورده بودم که تو این فیلم! مارمولک (کمال تبریزی): بدون شرح!!! لیلی با من است (کمال تبریزی): سینمای واقعی جنگ به نظر من همین فیلمه، نه مث اون فیلم هاییه که تقدس کامل به رزمنده می دن، نه مثل اخراجی ها که از اونور بام افتاد پایین! مهر مادری (تبریزی): تنها فیلم ایرانی که منو به گریه انداخته! سنتوری (مهرجویی): خیلی جالبه که بهترین فیلم جشنواره ۲۵ فجر ، اجازه اکران نداشت!!! بوتیک (حمید نعمت الله): تلخی واقعیت رو به زور داد به خوردمون یه زمانی! درباره الی (اصغر فرهادی): راحت و بی پرده به نقد «دروغگویی» پرداخته بود! از بین سریال ها هم «خانه سبز» یه ملودرام به تمام معنا بود، عمو خسرو کاری می کرد که اشک تو چشات جمع بشه ولی اجازه گریه نداشتی! «شب های برره» مهران مدیری هم از لحاظ طنز سیاسی یه چیز دیگه بود! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 0:0 توسط emperor |
|
|
دوری خواهیم جست! یک ماهی از این دیار مجازی دور خواهیم شد! نگردید که یافت می نشویم! هر چند که شاعر گفته است : "آنچه یافت می نشود آنم آرزوست!". آنجا که می فرماید: "دیر آمدی ری را". و چه بر عکس می فرماید، که درستش این است: "چه دیر می روی رسول، چرا که زودتر از اینها باید گور خود را گم می کردی!! هان ای پسر! از هالو عبرت بگیر! (یکجایی هالو نوشته بود که از میان غذاها به سیگار و از میان دودها به کوکو علاقه دارد! ما نیز به نوبه خود از میان غذاها به قلیان و از میان دودها به کوکوسبزی علاقه داریم جدا!!!) . پ.ن۱: غسالخان جان حالا درکت می کنم که چی می گفتی! این فقط یه جور تست پ.ن۲: داریم واسه ارشد می خونیم، منتظر یه خبر خوب با یه شیرینی اساسی باشین! پ.ن۳: دوست عزیز، وقتی بهتان زنگ می زنیم و در اخر می پرسیم ازتان که :"کاری نداری؟"، نگویید که "من از اول هم با تو کاری نداشتم". خوب بهمان بر می خورد و قهر می کنیم! نتیجه این می شود که منت کشی می کنید! خوب ما دوستتان داریم و ناراحت می شویم وقتی منت کشی می کنید! پ.ن۴: پیشاپیش از تمامی ابراز احساسات صمیمانه شما سپاسگذاریم!!! پ.ن۵: دلم برای همه تون تنگ می شه، به خصوص : پری-سا، صفیه ، هالو، مهسا ، امین ، Miss Dark ، بانوی گورستان ، سمیه ، وحشی ، افشین ، بابا لنگ دراز ، همکنون ، و ... ! پ.ن۶: به تعدادی آدم علاف برای کامنت گذاری به شرح زیر در وبلاگ های متفاوت نیازمندیم! علاقه مندان می توانند هیچگاه با ما تماس حاصل نفرمایند!!! __سلااااام_________________$$$$$$$_______________$$____ توضیح: حرصم می گیره از این جور نظرات که فقط وبلاگ خودشونو تبلیغ می کنن بدون اینکه یه کلمه از وبت خنده باشن!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 17:17 توسط emperor |
|
|
امان از دستت اي مقام معظم برتري مقام از دستت اي امان معظم كه مقام از تو بر آيد از دستت فغان از تو بر ميآيد اي مقام كه امان تو ميدهي نميدانم مربوط به كدام موسيقي مقامي هستي؟ چه كس تو را ساخته؟ كيان نواختهاند؟ خود من مربوط به كدام موسيقيام كه مقامي نيست آن، كه مقامي نيست مرا در كوي قائم مقامان جهان اي برهم رسانندهي دو خط حتي موازي كه هيچ كس را چون تو خداوند نكرد است نزديكي! امان از دستت گويند فرزندانش همه تباه شدهاند و خلاف ميكنند و تو را برگزيده است براي روزهاي پيري اش براي روزهاي پيريات تا در آغوش هم به حال دشمن گريه كنيد چه رازآميزتريني است نزديكيهاي او با تو و عشق انساني تو به توهم يك همسر، چه رازآميز! تو كدبانوترين زن خداوندي آن چنان كه برايت محمد را نيز حتي طلاق داد …. …. و چيزي غمينتر از اين هم حتي و چيزي غمينتر از آهنگ بيشكل تو اي مقام! اي معظم! اي رهبري!!! . پ.ن: او چه که خوندین متن آهنگ «گلادیاتور» از آلبوم جدید محسن نامجو به نام «آخ» بود! پ.ن ۲: بعید می دونم محسن نامجو برگرده ایران!!! پ.ن ۳: می تونین آهنگ رو از اینجا دانلود کنین! (من هم می دونم دانلود یه جور دزدیه، ولی دیگه نمی تونین آلبوم های محسن نامجو رو بخرید! چون هیچ جایی نمی فروشنش!)
پ.ن ۴: یه جایی خوندیم یه خبرنگاری از کامران دانشجو پرسیده شما چه روزی رفتی دانشگاه؟ جواب داده: مثل بقیه، اول مهر!!! فکرشو بکن! دانشگاه های خارج از کشور هم از ما الگو برداری کردن و دانشگاه هاشون اول مهر باز می شه!!!! پ.ن ۵ : آی گلادیاتور ها بتازید بر جَرَس (جنبش راه سبز،حدس میزنم) آی گلادیاتور ها برینید بر ارس آی گلادیاتورها ! بخندید بر صبا آی گلادیاتورها ! بگریید بر دوا آی گلادیاتورها ! بیفتید روی زن آی گلادیاتورها ! بپوشید روی زن |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 20:58 توسط emperor |
|
|
پیش نویس: خبر رسیده که خانم مرضیه برومند در صدد است تا سریال «گربه های ایرانی» را برای تلویزیون جمهوری(!!) اسلامی بسازد و با نظام کودتا همکاری نماید. در همین راستا و طی یک عملیات انتحاری (!!!) از طرف مژده دعوت شده ایم به اینکه برای خانم برومند نامه ای بنویسیم! . نویس : خانم مرضیه برومند پ.ن: هرکسی دلش می خواد می تونه تو این بازی شرکت کنه! علی الخصوص امین آزاد ، Miss Dark، مهسا و وحشی_ی_ی ! . پ.ن: آمده ام برای عذرخواهی،عذرخواهی از طرف خودم و بالاخص پدرم و هم نسلانش، آنهایی که تو را نشناختند،آنهایی که با جهل خود تو را خانه نشین و عده ای را شاه نشین کردند. ببخش حاج آفا،ببخش! از جهل حاکم و مردم جاهل حاکم که نفهمیدند این حکومت ولایت فقیه نیست بلکه حکومت(ولایت نظامی)است. ببخش حاج آقا به اندازه تمام آن سالهایی که خانه نشین بودی رنج کشیدی،غصه این مردم و آزادیشان را خوردی. و بدان که امروز برخلاف دیگر روحانیون در دل مردم جای داری حاج آقا، در دل سبز آنها ! حاج آقا منتظری ببخش!
. در راستای اینکه یکی از طرفداران ا.ن، سخنانی را که فقط خود و خانواده اش لایق آن هستند نثار نظر دهندگان عزیز وبلاگ می کرد، مجبور شدم برای نظرات تائیدیه بگذارم! آقای عزیز! (البته بعید می دونم مرد باشی، حتی زن هم نیستی! مثل اون رهبرت که علوم حیوانی خونده و چند روز پیش علوم انسانی رو مایه بدبختی مملکت دونست)! حتی جرات این هم نداری که از خودت اثری و آدرسی بذاری! کودتای شما فقط در خفا و کلوزآپ زنده است! . بعد نوشت: ظاهرا یارو گورشو گم کرد، تائیدیه رو برداشتیم! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 21:55 توسط emperor |
|
|
صفحه نخست منو بشناس و باور کن پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
كشتگاه غريبي است نازنین ، نفرت مي كارند و كينه برداشت مي كنند
پاسخ اعتمادت را با خيانت مي دهند در شب مهرباني هايت توطئه مي كنند عاشقانه هايت را سلاخي مي كنند تا تو سكوت كني و در خود ديوانه شوي تا تو تنها خاموشي ي خويش را فرياد كني و فريادت را تنها ديوار رو به رويت پاسخ دهد |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
آناناس من و دوستان کافه نگاری منت می گذاریم خوشحال می شویم ترک نگاری The GodFather |
|
RSS
|